تبليغاتX

◊ ◊ ◊ .کسی که در راه آزادی ، بیم جان خود را داشته باشد لیاقت آزادی ندارد ◊ ◊◊

حقوق بشر

یادی از آغازم،به بهانه شروع شدن بیست و هفت سالگیم

 (۱۳۸۷/۳/۲۶)

 

 

 

ای شیر خشمگین

آیا من از دریچه این غربت

بار دگر برآمدن آفتاب را

از گرده فراخ تو خواهم دید؟

آیا تو را دوباره توانم دید؟

 

من عبدالرضا هستم ، زاده شده کشوری که میراثش به از وراثش است

و وارث تمدنی که بیرونش به از درونش است.

و امروز بیست و هفت بار است که خودم را  بدنیا می آورم و هربار به آن امید که بهتر باشم

و بهتر زندگی کنم

و ذهنم از آنجا که به یاد می آورد تنها  تخیلش سیراب شدن از چشمه آزادیست

و گلویم تنها آروزیش فریاد  آزادم است

و وطنم قانونش بی قانونی ،عدالتش بی عدالتی ،اعتقادش بی اعتقادی

و باز هنوز هم نقطه ، سر خط ...

اما امیدوارم

امیدوار به فردا

به فردایی که می آید

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 12:30  توسط   | 

در سپاس و تشکر از زندگی

بی شک یکی از زیباترین ستایش ها در وصف زندگی، که با نوای موسیقی درهم آمیخته شده است، ترانه Gracias a la vida ، از خواننده معروف شیلیایی، «ویوله تا پارا» است.که ترجمه فارسی آن در زیر آمده است.

 

زندگی ازت ممنونم، برای همه چیزهایی که به من بخشیدی:
برای دو اختری که بعنوان چشم به من دادی
تا زمانیکه آنها را باز می کنم، بخوبی بتوانم سفید را از سیاه باز شناسم.
و آن بالاها در آسمان ها، صور فلکی را
و اینجا بر زمین، جماعت را، مردمی را که دوستشان دارم، ببینم. زندگی ازت ممنونم، برای همه چیزهایی که به من بخشیدی:
تو به من گوش هایی دادی که قادرم با آنها صداهای روز و شب را بشنوم،
صدای زنجره ها، قناری ها، کارخانه ها و سگ هایی که پارس می کنند،
و صدای ریزش باران و صدای کسانی که دوستشان دارم.

زندگی ازت ممنونم، برای همه چیزهایی که به من بخشیدی:
تو به من صداها و الفبا را ارزانی داشتی،
و من با آن حروف قادرم که «مادر»، «رفیق»، «برادر» را
بیان کنم.

زندگی ازت ممنونم، برای همه چیزهایی که به من بخشیدی:
تو به پاهای فرتوت من، قدرتی بخشیدی که گام بردارد،
و به دیدار مکان ها، شهرها، غارها، سواحل، صحراها، کوهها، دره ها
و خیابان ، خانه و حیاط انسانی هایی که دوست دارم، بشتابد.

زندگی ازت ممنونم، برای همه چیزهایی که به من بخشیدی:
تو به من قلبی دادی، که مانند طبل می تپد:
هنگامیکه شاهد محصول و میوه ببار نشسته ذهن آدمی هستم،
هنگامیکه انسانهای خوبی را که از پلیدی دورند، دیدار می کنم،
هنگامیکه به عمق چشمان انسانهایی که دوستشان دارم، می نگرم.

زندگی ازت ممنونم، برای همه چیزهایی که به من بخشیدی:
تو به من خنده و گریه را یاد دادی،
که با آنها می توانم غم وشادی خود را توصیف کنم،
دو مضمونی که موسیقی و نواهای من از آن ترکیب شده،
و همچنین موسیقی و نواهای تو از آنها ساخته شده،
نواهای تو که شبیه نواهای من است،
و آن نواهای دیگرانی که با همین مضمون ساخته شده اند،
و آنها نیز شبیه نواهای من اند.

زندگی ازت ممنونم

.

پ.ن:کلیپ این آهنگ جاودانه را ازاینجا تماشا کنید.


 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 4:59  توسط   | 

به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
اگر سفر نكنی،
اگر كتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نكنی.

 

به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
زماني كه خودباوري را در خودت بكشی،
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.

 

به آرامي آغاز به مردن مي‌كنی
اگر برده‏ی عادات خود شوی،
اگر هميشه از يك راه تكراری بروی
اگر روزمرّگی را تغيير ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.

 

تو به آرامی آغاز به مردن مي‏كنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر مي‌كنند،
دوری كنی . .. .،

 

تو به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
اگر هنگامی كه با شغلت،‌ يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی،
اگر ورای روياها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل يك بار در تمام زندگي‏ات
ورای مصلحت‌انديشی بروی . . .
-
امروز زندگی را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!
امروز كاری كن!
نگذار كه به آرامی بميری!
شادی را فراموش نكن!

 

پ.ن:شعر پابلو نرودا

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 20:58  توسط   |