تبليغاتX

◊ ◊ ◊ .کسی که در راه آزادی ، بیم جان خود را داشته باشد لیاقت آزادی ندارد ◊ ◊◊

حقوق بشر
میلاد نان و شراب مبارکباد

 

قسمتی از مکاشفه یوحنا


 

 


جام های خشم خدا

1.      آنگاه از معبد صدای بلندی شنیدم و آن صدا به هفت فرشته گفت : « بروید و هفت جام خشم خدا را به زمین بریزید ».
2.      پس فرشتهً نخست رفت و جام خود را بر زمین ریخت و زخم های دردناک و بد نمائی بر بدن مردمان که نشان حیوان وحشی را به خود داشتند و پیکره اش را می پرستیدند پدیدار گشت
3.      فرشتهً دوم جام خود را به دریا ریخت و دریا به خونی مثل خون نعش مبدل شد و همهً جانداران دریا مردند.
4.      فرشتهً سوم جام خود را بر رودها و چشمه ها ریخت و آنها به خون مبدل گشتند.
5.      آنگاه شنیدم که فرشته و حافظ آبها می گفت : « تو در داوری های خویش عادل هستی ، توئی آن قدوس که هستی و بوده ای،
6.      زیرا آنان خون مقدسین و خون پیامبران را ریختند و تو به آنان خون داده ای تا بنوشند ، زیرا مستحق آنند. »
7.      و شنیدم که از مذبح ندائی آمد که می گفت : « آری ، ای خداوند ، خدای قادر مطلق ، چقدر راست  و عادلانه است داوری های تو ! »
8.      فرشتهً چهارم جام خود رابر خورشید ریخت و آن اجازه یافت با گرمای خود آدمیان را بسوزاند.
9.      مردم چنان از شدت حرارت خورشید سوختند که به خدائی که چنین بلایای در اختیار دارد کفر می گفتند و حاضر نبودند از اعمال خود توبه نموده و خدا را تمجید نمایند.
10.  فرشته پنجم جام خود را بر روی تخت حیوان وحشی ریخت و سلطنت او به تاریکی فرو رفت. آدمیان از درد و رنج زبانهایشان را می گزیدند
11.  و به خدای آسمان به خاطر دردها و زخم های خویش کفر می گفتند و از اعمال خود توبه نمی کردند.
12.  فرشتهً ششم جام خود را بر رود بزرگ فرات ریخت و آبش خشک شد تا راه برای آمدن شاهان مشرق زمین باز باشد.
13.  آنگاه دیدم که از دهان اژدها و از دهان حیوان وحشی و از دهان آن پیامبر دروغین سه روح ناپاک مانند سه قورباغه بیرون آمد.
14.  این ارواح ، شیاطینی هستند که قدرت انجام معجزات نیز دارند. آنها به سرتاسر جهان می روند تا پادشاهان تمام جهان را برای نبرد روز بزرگ خدای قادر مطلق جمع کنند.
15.  « توجه کنید ، من مثل یک دزد میآیم. خوشا به حال کسی که آماده باشد و لباس خود را نگهدارد تا مجبور نشود عریان و شرمنده در جلوی چشم همه راه برود ! »
16.  پس شیاطین ، پادشاهان رادر جایی که به عبرانی « حارمجدون » خوانده می شود جمع کردند.
17.  آنگاه فرشتهً هفتم جام خود را بر هوا ریخت و از معبد و از تخت ، صدای بلندی شنیده شد که می گفت :       « همه چیز تمام شد »
18.  و رعد و برق و صداهای مهیب شنیده شد و زمین لرزهً شدیدی رخ داد که مانند آن در تاریخ بشر هرگز دیده نشده بود.
19.  شهر بزرگ سه پاره شد شهرهای جهان ویران شد و خدا اعمال بابل بزرگ را نادیده نگرفت بلکه او را مجبور کرد جامی را که از شراب آتشین خشم و غضب او پر بود بنوشد.
20.  جزیره ها همه ناپدید و کوهها محو شدند.
21.  دانه های تگرگ بسیار بزرگ به وزن پانزده من از آسمان بر سر آدمیان بارید و مردم به خاطر این تگرگ خدا را کفر می گفتند زیرا این بلائی بسیار وحشتناک بود

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 13:6  توسط   | 

شب یلدا با تمام خاطرات ماندگارش در راه است.....

ببین چگونه قناری ز شوق می لرزد
نترس از شب یلدا بهار آمدنی است

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 9:56  توسط   | 

روز جهانی حقوق بشر مبارک باد

 

قاصدک ! هان , چه خبر آوردی ؟

از کجا , وز که خبر آوردی ؟

خوش خبر باشی , اما , اما

گرد بام و در من

بی ثمر می گرد ی .

 

 

انتظار خبری نیست مرا

نه ز یاری نه ز دییار و دیاری -باری ,

برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس ,

برو آنجا که تو را منتظرند .

قاصدک !

در دل من همه کورند و کرند .

 

 

دست بر دار از این در وطن خویش غریب .

قاصدک تجربه های همه تلخ ,

با دلم می گوید

که دروغی تو , دروغ ,.

که فریبی تو , فریب .

 

 

قاصدک ! هان , ولی ... آخر ... ای وای !

راستی آیا رفتی با باد ؟

با توام , آی ! کجا رفتی ؟ آی ...!

راستی آیا جایی خبری هست هنوز ؟

مانده خاکستر گرمی , جایی ؟

در اجاقی - طمع شعله نمی بندم - خردک شرری هست هنوز ؟

 

 

قاصدک !

ابرهای همه عالم شب و روز

در دلم میگریند.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 16:55  توسط   |