گر نیک و بد نزد خدا یک سان بدی در ابتلا
با جبرئیل ماه رو ابلیس هم سیماستی
ور رازدارستی بشر پیدا نکردی خیر و شر
هر چه که ناپیداستش بر وی همه پیداستی(مولانا)
لیالی مبارک قدر در راه است ،هرچند گزافه گویی نیست طرح این ادعا که امروز اعتقاد دینی مهمانی ناخوانده بر سر سفره ذهن ایرانی است ، هر چند واکاوی این ادعا مورد مداقه نیست ذکر دو دلیلش را مفید به فایده می دانم
یکم : خصیصه حکومت های الیگارشی ،خاصه الیگارشی دینی این است که به فقدان ساختارهای دموکراتیک در جامعه می انجامدو جامعه به لحاظ اجتماعی الگوهای معرفتی و دینی را از حاکمان دینی بر می گزیند و خلل در مسلمانی حاکمان و سو استفاده برخی حاکمان از موقعیت های سیاسی همه به پای دین نوشته می شود و اینچنین می شود که شهروندان جامعه دینی به یک واپس گرایی دینی رو می اورند و ثمره اینچنین جامعه ای یک بی حسی دینی و یک بی اعتمادی سیاسی به حاکمان می شود و از انرو که گوهر هر دین همانا اخلاق است مردمان راه بی اخلاقی پیش می گیرند و شاخصه اخلاق جامعه بی اخلاق بودن مردمان است
دویم:چنانچه در بالا ذکر گردید گوهر هر دین همانا اخلاقی کردن جامعه است پس انکه کار وعظ در پیش می گیرد باید که معیشت و ارتزاق از این باب ننماید و چنانچه واعظان از این راه معیشت و ارتزاق نمایند انوقت است که وعظ، کسب می شود و واعظان کاسب می شوند و کاسبان برای کسب بی دردسر را ه وعظ پیشه می کنند و از ان رو که کاسبان برای رونق بخشیدن به کسب خود به بازار گرمی نیازمندند انوقت مجالس خطبه بدل به محافل کاسبی و بازار گرمی واعظان بدل شده و کار واعظ بجای تبیین گوهر دین بیشتر گرم کردن بازار خود است و اینچنین می شود که امروز شاهد انیم سرزمینی که واعظان بسیار دارد واعظانی که چون به خلوت می روند ان کار دیگر می کنند
جدای از پس گرایی دینی که امروز نقل هر محفلی است در نکوهش و ستایش این لیالی گفته بسیار است ،گفته هایی که ثمرش و اشتراکش شاید این ادعا باشد که لیالی قدر لب الالباب و گوهر تقویم دینی است لیالی که روح بسیار میل اسمانی دارد و انجا را فریاد می کند که مبداش است
بر سبیل تمثیل قول معرفت شناس دینی هم روزگارمان دکتر سروش خود مدعایی پر بها بر این ادعاست:
"شب بسیار مبارکی است از یک سو در این شب پاداش پارسایان و روزه داران را می دهند از طرفی خاطر همه آزاد مردان بخاطر شهادت ازاد مردی که در صدر این سلسله قرار دارد آزرده است.شبهای قدر شبهای دعا و اجابت است ،دعا یی که همراه تامل و تفکر هم هست.دعایی که مسبوق تامل نباشد دعا نیست یعنی ادمی تا نداند واقعا جه می خواهد و خواسته ها و دعا هایش را که از دیگران شنیده یا خوانده تکرار کند بعید است از این دعا ها حظی برد و توفیق بر در خانه اش بکوبد.
حالا سوالی مطرح است که اگر ما شب قدر را به معنای نجومی و با توجه به محدوده های جغرافیایی در نظر بگیریم و رمضان را در کشور خودمان معیار بگیریم آنگاه ادمیانی که در نقاط دیگر جهانند به علت این اختلاف ساعت روز از فیض در چنین شبی محرومند
لکن توجه به این نکته لازم است که وقوع شب قدر در ماه رمضان و گردان بودن رمضان در فصول مختلف نشان می دهد که ان شب نه با فصل سال بلکه با ویژگی های ماه رمضان _که با روزه دار بودن مردم است_ پیوند دارد یعنی چنان نیست که خداوند شب ثابتی را در فصل ثابتی از سال شب قدر و موسم نزول ملائکه اعلام کرده است بلکه،آن شب، یعنی شب قدر مولود رمضان و رمضان هم مولود شب زنده داریها و ریاضت ها و خویشتنداری های مومنین است و این یعنی جایی که رمضانی نیست شب قدری هم نیست،این است که شب قدر زمان دقیق و معین ندارد ،به عبارت دیگر امری عینی و برونی نیست یعنی چنان نیست که یک شب معین برای همه قدر باشد یا در قطعه ای از زمین شب قدر باشد ولی جای دیگر این اتفاق نیفتد جان کلام انکه شب قدر هر کس باید از درون او سر برآورد نه آنکه از بیرون بر او بگذرد زیرا در امور معنوی و روحی همیشه روح نقش خود را بر امور بیرونی می زنداگر عرصه درون مبارک شد عرصه بیرون هم بهشت است .اگر روح تیره و سوزان شد عالم بیرون نیز جهنم خواهد شد. "
امید که همه به حال و هوای درون هم متوجه باشیم و کار خود را بخود واننهیده باشیم.
در پایان به همه شب زنده داران این شب فرارسیدن این لیالی مبارک را تبریک و شادباش می گویم و امید انکه این لیالی مقلب القلوب دلهایی باشد که به امید این اتفاق میمون شب را به امید سحر زنده می دارند.
پی نوشت:مراجعه کنید به کتاب "حدیث بندگی و دلبردگی دکتر عبدالکریم سروش"